تبليغاتX
...دیدار... - انسانیت بیچاره
انسانیت بیچاره دوشنبه 1386/11/08 11:45 قبل از ظهر
 

چند روز پيش؛ بعد از شنيدن صحبت هاي قاطع و كوبنده ي سيد حسن،

 

اومدم مدرسه و تو جمع چند تا از بچه ها برگشتم با اين مطلع به يكي گفتم:

 

"ديدي سيد حسن چه حرفاي با حالي زد؟" اونم تصديق با اكراهي كرد و . . .

 

زنگ تفریح بعدي فهميدم بعد از رفتن من از بين جمع؛ دوستان لطف كرده،

 

كلي پشت سر من و اون بنده خدا حرف زدند! . . .

 

باز هم با خودم گفتم كه بايد به همان زندگي بهلول مآبانه ادامه داد!

(با كمي پررويي)

 

و چقدر انسانيت اين روزها تنهاست . . .

 

نوشته شده توسط س.م.مهاجر...  | لینک ثابت |

 
example:

JavaScript Codes










=

حساب كن

روزنگار يك معلم، وبلاگ سعيد بابائي

دست از طلب ندارم تا كام من برآيد

يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد

بگشاي تربتم را بعد از وفات و بنگر

كز آتش درونم دود از كفن برآيد